خرید بک لینک
بشنو از نی چون حکایت میکند از جداییها شکایت میکند کز نیستان تا مرا ببریدهاند در نفیرم مرد و زن نالیدهاند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوشحالان شدم هرکسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من مثنوی معنوی دفتر اول

برچسب: بشنو از نی,بشنو از نی به انگلیسی, نویسنده: مهدی محمدپور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:48

مباد سفره ی رنگین تان کپک بزند خلاف میل شما چرخکی ، فلک بزند به پاسبان محل بسپرید نگذارد گرسنه ای سر این کوچه نی لبک بزند شما به پاکی ایمان خویش شک نکنید درخت دین جماعت اگر شتک بزند شما به سایه باغات خویش خوش باشید اگر چه باز گلویی دم از فدک بزند رها کنید علی را که مثل هر شب خویش به زخم کهنه و نان جُوَش نمک بزند امیر قافله گیرم که عزم جنگ کند نشسته اند سواران، که را محک بزند؟! محمدمهدی سیار

برچسب: نویسنده: مهدی محمدپور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:48

دلم دارد بدان زلف چلیپا همان الفت که با زنار ترسا گره از کار مجنون کی گشاید کسی که عقده زد بر زلف لیلی بسی تند است و سرکش آتش عشق ولیکن خار از او ترسد نه خارا ندیدم هــرگز این آشـــفته دل را مــگر در بنــد آن زلــف چلیــپا یکی شد شیخ و آن دیگر برهمن که دارد عشق در سرها اثرها نـــبودی کوه کندن کـــار فرهاد گرش شیرین نبودی کارفرما چو لا خواهی شدن مگذار مگذار درون خ

برچسب: نویسنده: مهدی محمدپور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:48

در بلا هم میچشم لذات او

مات اویم مات اویم مات او

مولانا

برچسب: نویسنده: مهدی محمدپور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:48

آن دوست که دیدنش بیاراید چشم

بیدیدنش از گریه نیاساید چشم

ما را ز برای دیدنش باید چشم

ور دوست نبینی به چه کار آید چشم؟

سعدی

برچسب: نویسنده: مهدی محمدپور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:48

دلقت به چه کار آید و مسحی و مرقع

خود را ز عملهای نکوهیده بری دار

حاجت به کلاه بر کی داشتنت نیست

درویش صفت باش و کلاه تتری دار

سعدی

برچسب: نویسنده: مهدی محمدپور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:48

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی بامن به جمع مردم تنها خوش آمـدی بین جماعتی که مرا سنگ می زنند می بینمت، برای تماشا خوش آمدی راه نجات از شب گیسوی دوست نیست ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی... پایان ماجرای دل و عشق روشن است ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی فاضل نظری

برچسب: نویسنده: مهدی محمدپور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:48

وصی بلافصل خاتم علی است

قسیم بهشت و جهنم علی است

ز گهواره تا گور عشقم علی است

و استاد عیسی بن مریم علی است

شروع سخن اسم اعظم علی است

هر آنچه اراده کند آن شود

غبار قدم هاش سلمان شود

و رمز تمامی قرآن شود

بنا بود اگر ایزد انسان شود

فقط یک نفر میشد آن هم علی است

حامد تجربی

برچسب: وصی بلافصل خاتم علی است, نویسنده: مهدی محمدپور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:48

صفحه بندی